![]() |
![]() |
|
| سیاسی، فرهنگی، اجتماعی |
ديدار فعالان حقوق زنان با خانواده دكتر زهراMon / 12 11 2007 / 8:58 نرگس جودکی (روزنامه سرمایه): بيش از ۲۰ تن از فعالان حقوق زنان صبح جمعه به ديدار خانوادهی دكتر زهرا رفتند تا با خانوادهی داغدار او همدردی كنند. دكتر«زهرا.ب» ۲۷ ساله روز ۲۰ مهرماه به همراه نامزدش در همدان توسط نيروهای ستاد امر به معروف و نهی از منكر دستگير شد و پس از بازداشت ۴۸ ساعته وقتی پدر و مادرش برای اطلاع از وضع فرزندشان به همدان میروند، ماموران اين ارگان از خودكشی دكتر زهرا خبر میدهند. پدر دكتر زهرا كه خودكشی فرزندش را باور ندارد، میگويد: «برای رسيدگی به پروندهی دخترم به نهادهای مختلف از جمله رياست جمهوری و قوهی قضاييه نامه نوشتهام اما تا اين لحظه جوابی دريافت نكردهام.» در حال حاضر شيرين عبادی، عضو كانون مدافعان حقوق بشر، وكالت پروندهی دكتر زهرا را به عهده گرفته است. والدين دكتر زهرا پس از تماس ماموران ستاد امر به معروف بلافاصله با پول و سند به همدان رفتند تا وثيقهی احتمالی را تامين كنند. پدر زهرا میگويد: «وقتی تلفن زنگ زد و من شمارهی زهرا را ديدم و شنيدم كه مردی از آن سوی خط از من پرسيد كه آيا شما پدر زهرا هستيد، فكر كردم تصادف كرده است، آنها اجازه ندادند من با دخترم حرف بزنم، وقتی گفتند او را بازداشت كردهاند با پول و سند به طرف همدان به راه افتادم.» او ادامه داد: «آنجا به من گفتند بايد به دادگاه و يا به پزشكی قانونی مراجعه كنم و در نهايت به من گفتند دخترم خودكشی كرده در حالی كه برادرش دقايقی قبل از زمانی كه به عنوان زمان مرگ در پروندهاش نوشته شده با او صحبت كرد و حال زهرا خوب بوده است.» رحيم، برادر زهرا نيز میگويد: «در پرونده، زمان خودكشی ساعت ۹ و ربع اعلام شده اما صحنهی خودكشی قابل پذيرش نيست. آنها يك صندلی را به من نشان دادند كه يك جفت جای پا مثل مهر روی آن بود. مگر با بالا رفتن از صندلی و درست كردن حلقهی دار با يك پارچه و دار زدن تنها يك جفت جای پا روی صندلی میماند.» همچنين به گفتهی برادر وی در گزارش پزشكی قانونی جراحاتی بر پا و گردن زهرا ديده شده است. زنانی كه به ديدار زهرا آمدهاند سعی در تسكين مادر زهرا دارند، عروس خانواده برای همهی مهمانان چای میريزد و پذيرايی میكند او نگران است، نگران سلامتی همسرش و مادر زهرا:«رحيم اين روزها فقط به ياد خواهرش میگريد. حال مادرش هم از همه بدتر است اصلا آرام نمیگيرد. اين خانواده دلبستگی زيادی به هم دارند. نمیدانم آنها پس از مرگ زهرا چه خواهند كرد، فكر نمیكنم تا ۲۰ سال آينده هم درد آنان تسكين يابد.» پدر زهرا تصميم دارد به دادسرای شهيد محلاتی نامه بنويسد. او میگويد: «دخترم اصلا سياسی نبود، اهل خودكشی هم نبود كه خودكشی كند.» خانوادهی زهرا در خانهای كوچك در جنوب تهران زندگی میكنند. زهرا هفت سال در مدرسهی تيز هوشان تحصيل كرده بود. بعد از قبولی در رشتهی پزشكی و اتمام درسش به درخواست خود، طرح پزشكیاش را در يكی از روستاهای محروم همدان، نزديك دهگلان میگذراند. پدر آن روزی را كه زهرا برای آخرين بار اين خانهی كوچك را ترك میكرد به ياد دارد:«در حالی كه كنارم نشسته بود از مريضهايش در روستا گفت. از پيرزنی كه پايش درد میكرد و نيمه شب با آه و ناله آمده و زهرا او را معاينه كرده است.» صبح روز بعد پيرزنی دعاگو و خوشحال به درمانگاه آمده تا از زهرا تشكر كند. فضای سنگين و حرفهای تاثيرگذار پدر زهرا، بغض حاضران را میشكند. اين روزها فشار خون مادر زهرا بالاست و مرتب بايد او را پيش پزشك ببرند. در چشمهای پدرش هم پيداست كه چقدر به خانم دكتر بودن دخترش میباليده است. پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، آزاده فرقانی، احترام شادمهر، طلعت تقینيا، ناهيد ميرحاج، خديجه مقدم، فرخنده احتسابيان، مينو مرتاضی، نازی اسكويی، گوهر شميرانی، ناهيد كشاورز، سارا لقمانی و جلوه جواهری از جمله فعالان حقوق زنان هستند كه در اين ديدار شركت كردند. |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 17:16 توسط طاهره محمدی Tahareh Mohammadi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
Ich bin eine Frau
من طاهره محمدی، یک فعال حقوق بشر هستم که قصد دارم دردهای جامعه زنان ایرانی را در این وبلاگ به تصویر بکشم تا با اطلاع رسانی به هموطنانم، جنایات رژیم زن ستیز اسلامی را برخلاف سانسور خیری انتشار دهم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|