![]() |
![]() |
|
| سیاسی، فرهنگی، اجتماعی |
|
هفته جاري سه حادثه فرزندفروشي رخ داد و سه خانواده فقير فرزندان سهروزه، ششماهه و پانزدهساله خود را به دنبال ناتواني در گذران زندگي فروختند. اين كودكان به غير از فقر، شباهت ديگري هم با هم داشتند، همه آنها فرزند ازدواج موقت بودند. شانزدهم همين ماه ماموران كلانتري 129 جامي زن 55 سالهاي را در خيابان شيخهادي دستگير كردند كه قصد داشت يك نوزاد چهارروزه را سه ميليون و دويستهزار تومان بفروشد. اين زن كه از كاركنان سابق يكي از بيمارستانهاي تهران است در اعترافات خود گفت نوزاد را از زني در كرج خريده است. نكته قابل توجه اينكه مادر كودك به پليس گفت قصد ازدواج با مردي را داشته و به علت مخالفت خانواده به صيغه او درآمده است و نوزاد حاصل اين ازدواج است. پدر اين نوزاد پس از گذشت چندين ماه در حالي كه همسر موقتش باردار بود، وي را ترك كرد و چنين سرنوشتي را به آنها هديه داد. نايبرئيس انجمن در پي اين حادثه دفاع از حقوق زندانيان، فقر و ضعف قانون حمايت از زنان را عامل اصلي مشكلات خانوادگي دانست و در اين ميان آينده فرزندان حاصل از ازدواج موقت را مبهم و تاريك تصور كرد. فريده غيرت با اشاره به اينكه زنان در قانون بهدرستي حمايت نميشوند، موضوع ازدواج موقت را مطرح كرد و گفت: <ازدواج از نظر قانون يك معنا دارد و تنها به يك صورت كه ازدواج دايم است مطرح ميشود. متعه اصلا ازدواج نيست و ما با آن مخالفيم چون با اين ازدواج كانون خانواده تشكيل نميشود.> غيرت در حالي اين بحث را مطرح كرد كه روزهاي نخست هفته جاري كودك شش ماههاي كه حاصل ازدواج موقت بود، توسط مادرش فروخته شد. اين زن سه روز پس از فروختن فرزندش به كلانتري 127 نارمك رفت و از پليس براي بازگرداندن اولين و تنها فرزندش كمك خواست. او كه به شدت از كار خود پشيمان بود به پليس گفت: دو سال پيش در سن 25 سالگي به طور مخفيانه با مردي كه صاحب زن و دو فرزند بود ازدواج كرده و با وجود مخالفتهاي وي صاحب فرزند شده است. زن جوان كه از معامله 400 هزار توماني كودكش به شدت پشيمان بود، به ماموران كلانتري گفت: درگيري با شوهرش بر سر نگهداري كودك، وي را وادار به اين كار كرده است. فريده غيرت زندگي مخفيانه زوجين صيغهاي را دليلي بر پذيرفتهنشدن اين ازدواج در اجتماع دانست و در مورد آن توضيح داد: <زندگي زوجين صيغهاي اغلب مخفيانه است. اين زندگي مخفيانه نشان ميدهد هر چند متعه جايگاه قانوني دارد، اما در اجتماع جايگاهي پيدا نكرده است. به همين دليل زوجين صيغهاي سعي ميكنند پنهاني زندگي كرده و يا خود را همسر دائمي يكديگر معرفي كنند. طبيعي است كه در زندگيهاي مخفيانه و دور از اجتماع، كانون مناسبي براي تربيت فرزندان ايجاد نميشود و كار به جايي ميرسد كه <عليرضا> 6 ماهه توسط مادرش فروخته ميشود.> مادر <عليرضا> كه هماكنون توسط پليس بازداشت است زندگي فقيرانهاي را با شوهر موقتاش ميگذراند. نايبرئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، فقر را عامل بروز اينگونه اتفاقات و ثمره ازدواج موقت دانست و گفت: <در ازدواج موقت چهارديواري خانواده به شكل رسمي شكل نميگيرد و زن هم نميتواند تاميني داشته باشد. به دنبال آن، وقتي زن تمكين نشود، فرزند هم تامين نخواهد شد و فقر شرايط را بدتر خواهد كرد.> دو روز پس از حادثهاي كه براي <عليرضا> در تهران پيش آمد، مرد ميانسالي در اشنويه دختر 15 سالهاش را در قبال مبلغي پول در اختيار سه مرد قرار داد. او قصد داشت دختر نوجوانش را به قيمت دويستهزار تومان بفروشد اما آن سه مرد تنها 40 هزار تومان به وي داده و به دختر تعرض كردند. پدر اين دختر با مراجعه به پليس گفت: دخترش توسط چند مرد ربوده شده است اما با بازداشت متهمان واقعيت آشكار شد. پدر اين دختر به پليس گفت: <فقر به قدري امانش را بريده بود كه تن به اين كار داده است.> اين رخداد تاثير فقر را در خانواده بيشتر نمايان ميكند و جاي خالي حمايتهاي قانوني را شديدتر به رخ ميكشد. مادر <عليرضا> در پاسخ به اين سوال كه اگر توان نگهداري فرزندش را نداشته چرا از پليس براي يافتن او كمك ميخواهد، گفت: <كميته امداد با درخواست وامم موافقت كرده و با گرفتن اين پول ميتوانم از او نگهداري كنم.> حرفهاي زن جوان نشان ميدهد با حمايتهاي اجتماعي چقدر آسان ميتوان از بروز چنين پيشامدهاي تلخ اجتماعي جلوگيري كرد. اگر اين وام زودتر به دست مادر عليرضا ميرسيد كودك 6 ماهه الان در آغوش مادرش بود. فريده غيرت با اشاره به اين حوادث گفت: <نياز مالي هر بلايي را ممكن است سر انسان بياورد. فقر، اين افراد را وادار به انجام اين كار كرده است. مثل انسان فقيري كه كليه يا يكي از اعضاي بدنش را ميفروشد.> جهل به قانون موضوع ديگري بود كه وي به آن اشاره كرد: <جهل به قانون نميگذارد افراد از راه صحيح مشكلشان را مطرح كنند. آنها بايد بدانند چطور و به كجا مراجعه كنند تا مسائلشان حل شود.> به گفته غيرت فرزندان ازدواج موقت در جامعه جايگاهي ندارند و آينده روشني منتظر آنها نيست. همه اين موضوعات دلايلي است كه وي با اين نوع ازدواج مخالف است و صيغه را ازدواج نميداند بلكه دارو و درمان موقت براي نجات برخي از افراد ميداند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 12:26 توسط طاهره محمدی Tahareh Mohammadi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
Ich bin eine Frau
من طاهره محمدی، یک فعال حقوق بشر هستم که قصد دارم دردهای جامعه زنان ایرانی را در این وبلاگ به تصویر بکشم تا با اطلاع رسانی به هموطنانم، جنایات رژیم زن ستیز اسلامی را برخلاف سانسور خیری انتشار دهم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|